برپايه ي اين تعريف ها، پاره اي از گويش هاي ايران امروز، عبارت اند از : گيلکي، مازندراني، کُرديِ سوراني، کردي کرمانشاهي، شهميرزادي، سمناني، بلوچي و تالشي و...؛
زبان فارسي، زبان رسمي ايران است و ديگر زبان هاي نام برده شده، زبان هاي محلّي يا قومي ايراني هستند...؛
گويش به مثابه زبان محلّي و قومي، که در آثار برخي زبان شناسان ايراني ديده مي شود؛ کاربردي است نادقيق و خلاف تعريف معيارو جهاني گويش در برابر اصطلاح ( dialect) .
با نگاهي فراگير مي توان گفت که در زبان شناسي در زمان حاضر، کاربرد بي نشان، خنثي و پيش فرض گويش در واقع همان گويش جغرافيايي يا گويش منطقه اي است. يعني
گونه هايي از يک زبان که بين گويشوران آن ها فهم متقابل وجود دارد، امّا با فاصله ي جغرافيايي از هم واقع اند». ( دبيرمقدّم، 1392؛ نيز بنگريد به دبيرمقدم، 1387)
گويش به زبان يا زبان هايي مي گويند که در سنجش با جايگاه زبان رسمي، گستره ي کوچک تري دارد و رسمي نيست بلکه زبان محلّي اقوام است؛
امّا از ديدگاه زبان شناختي، همه ي ويژگي هاي صرفي، نحوي و معنايي يک زبان مستقل را با خود دارد.
برچسب:
نویسنده: هستی نصیری