کودک و زبان مادري -1
-
تاریخ: 1402/5/18 ساعت: 15:40
کودک و زبان مادری خاســتگاه زبان هر کس، دامان مادر و سامانه خانواده اوست. مادر، نخســتین مقام و ایستگاه و زیستگاه دانه وجودی هر فرد است. اقلیم وجود مادر با هر شرایط آب و هوایی که خو بگیرد و رشد بکند بر همان بنیاد، جغرافیای وجودی دانه طفل، نیز با آن انس و الفت میگیرد و بسته و وابسته همان آب و هوا میش...
زبان، شاهراه رسيدن به جهان نور و روشنايي و علم
-
تاریخ: 1402/3/25 ساعت: 16:31
از این پس، به یاری پروردگار هستی و زبان، آن آموزگار کلمه و بیــان، دربارة اصلی ترین درگاه دنیای علوم و یادگیری، یعنی «زبان» با شما ســخن خواهیم گفت. زبان، شاهراه رسیدن به جهان نور و روشنایی و علم است. در هر ســرزمین و اقلیم و فرهنگی، گنجینه های گرانباری از آثار حکمی و علمی وجود دارد که همچنان، نو ب...
کالبد شکافي رمان «ملت عشق»
-
تاریخ: 1402/2/9 ساعت: 17:33
این نوشته، بازخوانی رمان »ملّت عشق« با رویکردی کالبدشکافانه و تحلیلی است.با درنگ و تأمّل در بافتار محتواییِ اثر، در می ابیم که همه ی سازه ها و اجزای این رمان و شخصیتهایش،بر بنیادِ قطب نمای عشق، میگردند و می پویند. همچنین با کالبدشکافی ساختار رمان، پی می بریم که نویسنده در تدوینِ درون مایه و محتوای د...
نمايي از درون
-
تاریخ: 1401/12/24 ساعت: 23:07
شرط نخست با هم بودن، همزبانی است. همدلی هم در پی آن فراچنگ میآید.زیرا زبان، دریچهای است که به سوی دنیـای درون گشـوده میشود. آن گاه که زبـان میگشاییم، نمــایی از درونـمان را مینمایانیم. بنابراین، سخن میگوییم تا بودنمان را نشاندهیم و پیام بُوِش خویش را به گوش دیگران برسانیم. آن چنان که «سعدی» در دیباچ...
کارافزارهاي خواندن
-
تاریخ: 1401/11/16 ساعت: 16:38
کارافزارهای خواندن بر بنیادِ خواننده (کارافزارهای خواننده محور) خوانندهی متن برای این که خواندنی به هنجار و رهوار داشته باشد، به کاربست و همکوشیِ ابزارها و تواناییهای زیر، نیازمند است: - دو چشم بینا؛ - دو گوش شنوا؛ - همگرایی و همراهی دگر حسها؛ - لب و دندان و زبانِ کار...
خواندن، روياروشدن با جهان متن
-
تاریخ: 1401/10/12 ساعت: 2:21
- خواندن، نتیجهی رویارویی با هرگونه متن است؛نخست باید یادآور شویم که «رویارویی» در این جا جنبهی منفی ندارد و به معنای تقابل و پیکار نیست؛ بلکه هنگامی که خواننده به متن برمیخورد یا متن در برابرِ دریچهی حسهای او قرار میگیرد، گونهای تعامل، همکاری و همافزایی در ذهن و زبان خواننده و جهان معنایی متن رخ م...
واگرايي و جمهوري خوانش
-
تاریخ: 1401/10/12 ساعت: 2:21
«واگرا» در برابر «همگرا» جای می گیرد. رویکرد همگرا، در پی پرورش ذهن های تک ساخت، یک لَختی و آدم های تک بُعدی است.رویکرد واگرا، وارونه ی آن است؛ در پی پروردن نگاه های ناهمگون و رشد صداهای ناموافق است. بستری است برای دیدنِ « دیگری». پرسش های واگرا، هرگز از آزمون شونده، پاسخ های بسته و قالبی نمی خواهد؛...
جغرافياي متن
-
تاریخ: 1401/3/21 ساعت: 23:34
جغرافیای متن هر پدیده ای معمولاً، چند و چون، کرانه و سامان، پیدا و نهان، قلمرو و دامان، اندازه و میزان و گستره و کنارهای دارد که به آن، جغرافیا میگویند. متن هم از هر گونه که باشد، همین ویژگیها و سامانهها را دارد. در یک نگاه فراخ دامن و گسترده، متن دو چهره دارد: ساختار و محتوا یا صورت و معنا. خواست م...
کُنشِ خواندن
-
تاریخ: 1401/3/21 ساعت: 23:34
در هنگام خواندن، دریچههای گیرندههای حسّی گشوده میشود یا زبان در دهان به کار میافتد؛ امّا راست آن است که این، ظاهر و برونهی کُنش یا عمل خواندن است؛ باطن و اندرونهی خواندن، در کارایی و بارورسازی ذهن، نمودار میشود. استوانه و پشتوانهی خواندن، سامانهی ذهن است؛ به همین سبب، خواندن، کنشی شناختی است؛ زیرا ...
گم گوشه هاي عاطفي در کنش خواندن
-
تاریخ: 1401/3/21 ساعت: 23:34
خواندن با آوا و صدای بلند( آواخوانی)چگونگی تولید آوا در کُنشِ خواندن، تلفّظ واژگان، سرعت رفتارِ خوانش، گرمی، سردی، نرمی و بسیاری دیگر از ویژگیهای صوتی در این نوع خواندن، قابل بررسی و ارزشیابی است. به همین سبب، در قلمرو آموزشی، این گونهی خواندن، مورد تاکید و توجّه بیشتر قرار میگیرد؛ زیرا حالت و کیفیت...
در باغ آفتاب( يادي از استاد ايرج اصغري)
-
تاریخ: 1399/12/20 ساعت: 17:36
یکی از معلّمان خوب و اثرگذارم در دوره ی دبیرستان، آقای ایرج اصغری(1320 -1399) بود که پانزدهم دی از میان ما خاکیان رفت. سال 1360 و 61 شمسی، در دبیرستان طالقانی در شهر ساری، در رشته ی فرهنگ و ادب، کلاس یازدهم و دوازدهم، دانش آموز بودم. «آقای ایرج اصغری» دبیر دستور زبان فارسی و آیین نگارش ما بود؛ مردی ...
هم آوايي با جهان متن
-
تاریخ: 1399/12/20 ساعت: 17:36
چیستیِ متن هر چیزی که چرخههای کارخانهی ذهن را به کار اندازد، «متن» است؛ متن، دستمایهی خوانش و سرمایهی کُنشِ مغز است. از این دید، متن چیزی است که خواننده، بر پایهی خوانش خویش، بهرهای یا بازتابشی از آن را از برون به درون ذهن، میبرد؛ مثلاً هنگامی که در برابر دریایی میایستیم و به آن چشم میدوزیم، گسترهی ...
هم آوايي با جهان متن(2)
-
تاریخ: 1399/12/20 ساعت: 17:36
سطرهایی از کتاب: متنِ شنیداری: هنوز پرتو خورشید به درون شاخ و برگ درختان باغ نرسیده بود که من رسیدم و کنارشان نشستم. چشمم را به بوتههای گل، و گوش و هوشم را به صدای چهچهی روح انگیز بلبلکانِ لای شاخ و برگ درختان سپردم. در تماشای گل بوتهها چیز جالبی را دیدم. شاخههای پرخار و تهی از گل؛ تقریباً همهی بوته...
زوال زبان ها
-
تاریخ: 1397/10/28 ساعت: 23:20
زندگی و مرگ زبان زبان، زمانی از بین می رود که آخرین یا دومین نفری که به آن زبان صحبت می کند، می میرد؛ بدین دلیل که دیگر کسی برای گفت و گو باقی نمیماند. چیزی غیرعادی در باره ی زوال زبان وجود ندارد. جو
بازخواني با عقل سرد
-
تاریخ: 1397/10/28 ساعت: 23:20
بازخوانی نوشته با عقل سرد اگر چیزی نوشتید، آن را حتماً با کمی فاصله و در چند زمان، بخوانید. یعنی بگذارید، نفستان تازه شود، عرقتان بخشکد و ذهنتان هوایی بخورد؛ آن گاه به سراغ نوشته بروید. «از بازنوی
جوجه هاي آخر پاييز
-
تاریخ: 1397/10/28 ساعت: 23:20
واپسین روزهای پاییز را در شمال ترین شهر استان فارس، آباده(شهر ملّی منبّت سنّتی ایران) سپری کردم. رفتم تا به بهانه ی این که آخر پاییز است، جوجه ها را بشمارم! بر پایهی دعوت اداره ی آموزش و پرورش شهرس
بي بهاترين ارزِ عالم
-
تاریخ: 1397/3/3 ساعت: 12:26
بهای هر نَفَساین روزها همه ی رسانه ها و گمانه ها از چند و چون و بالا و پایین رفتنِ بهای ارز، می گویند و می نویسند و عمر عزیز را بر سرِ هیچ می بازند و در هوای ناپاک و سیاست زده، نفس می کشند و روز و شب را شماره می کنند! امّا راست آن است که گویی هنوز همچنان سخن سعدی شیرازی را باید به زر نوشت و بازخواند...
غم اين خفته ي چند
-
تاریخ: 1396/11/19 ساعت: 1:02
بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمَنِ الرَّحِیمِ إِذَا زُلْزِلَتِ الْأَرْضُ زلزالها?1? آنگاه که زمین به لرزش [شدید] خود لرزانیده شود؛ وَ أَخْرَجَتِ الْأَرْضُ أَثْقَالَهَا?2? و زمین بارهاى سنگین خود را برون افکند؛ وَ قَالَ الْإِنْسَانُ مَا لَهَا?3? و انسان گوید [زمین] را چه شده است؟!(قرآن کریم، سورهی زلزال) شام...
عدالت و جنايت
-
تاریخ: 1396/11/19 ساعت: 1:02
عدالت و جنایت در نگاه افلاطون عدالت یعنی هر کس کار مخصوص خود را انجام دهد و خلاف این، جنایت است. ما از آغاز کار که شالودهی شهر خویش را میریختیم؛ یک اصل کلّی مقرر داشتیم که اگرخطا نکنم، همانا اصل عدالت است و ما این طور گفتیم که هر یک فرد در شهر ما باید منحصراً یک کار داشته باشد؛ یعنی کاری که طبیعتاً ...
نگارشِ خودكار
-
تاریخ: 1396/11/19 ساعت: 1:02
داستان بسیار جدّی و بسیار غمانگیز!«یکی بود یکی نبود، هزارپایی بود که با وجود آن همه پا، عجیب خوب میرقصید. این هزارپا، هروقت به رقص میپرداخت، جانوران جنگل، همه برای تماشا، گرد میآمدند و همه محوِ زیبایی رقص او میشدند؛ همه به جز لاکپشت، که رقص هزارپا را دوست نمیداشت. لاکپشت، پیش خود فکر کرد: چه طور میت...