قلمرو ادبي:
قالب شعر، مثنوي است و آهنگ ملايم و موسيقي فرح بخشي دارد كه با درون مايه ي اثر و فضاي معنوي آن همخواني كامل دارد.
جناس ناهمسان(ناقص) : کار و يار؛
واج آرايي: تکرار حرف « ا » و صداي « ا »؛ در بيت دوم؛
واج آرايي: تکرار حرف «م» در بيت چهارم؛
مَجاز: آدم( انسان ها)، هفت افلاک: (جهان هستي)؛
مجاز: پيدا و پنهان، دانا و نادان (همه جا، کلّ موجودات)؛
تضاد : پيدا و پنهان،دانا و نادان؛
تلميح در بيت سوم: اشاره به رزّاق بودن خداوند (سوره الذّاريات آية 58)؛
تلميح در بيت چهارم: اشاره به آية 4 سورة الرّحمن؛
تلميح: به خلقت انسان از خاک (سورة اسرا آية 61 ) در بيت نخست؛
تلميح: بيت پايانياشاره به آيات قرآن در مورد « دانا و توانا بودن، عليم و باخبر بودن خداوند ».
مراعات نظير: کام ، زبان، گويا؛
مراعات نظير: گل، بهار، رنگ؛
کنايه: پرده از روي چيزي برداشتن ( آشکار کردن )؛
متناقض نما: مصراع دوم بيت چهارم؛
تشخيص : خندان بودن گُل؛
حُسن تعليل: علّت اين که گل خندان است و به رنگ هاي بي شمار در مي آيد، شوق الهي است. اين يک دليل شاعرانه استو باعث ايجاد آراية حُسن تعليل مي شود.
قلمرو فکري:
توجّه:
خواست ما از «قلمرو فكري»، نوشتن معناي ظاهري ابيات و عبارات نيست؛ بلكه درفشرده ي پيام و پشتوانه ي فكري و انديشگاني متن را بايد نگاشت. البته، لازمه ي اين كار، دانستن معناي بروني و لفظي متن است. در قلمرو فكري، چكيده ي محتوا و مقصود نهفته در آن را بايد تدوين كرد؛ به همين سبب، نياز نيست كه بيت به بيت يا سطر به سطر، معنا كنيم. آن روح كلّي و معناي گسترده در فضاي متن را به فراخور درك و دريافت خويش، بازگو مي كنيم. بنابراين، از هر متن مي توان چند جمله ي كليدي را به دركشيد كه بيانگر پيكره ي فكري آن باشد.
پيام فكري متن ستايش را مي توان اين گونه برشمرد:
هركاري را بايد با نام آفريدگاري آغاز کنيم.
همه ي ما نيازمند لطف و عنايت خداي رحمان هستيم.
خالق و رازق همه ي عالم و آدم، اوست.
همه ي عالم و زيبايي هايش، جلوه ي آفرينش حق است.
بشر در سپاس گزاري و حق گزاري از نعمت هاي بيكران الهي، ناتوان است.
برچسب:
نویسنده: هستی نصیری