
در بخش نگاره، بــر آموزش و یادگیری نوآمــوزان، از طریق حواس پنجگانه، تأکید شــده است؛زیرا این حسها همچون دریچهها یا جویبارانی هســتند که برای گســترش و تقویت دنیای زبــان و ذهن و قابلیتهای ادراکی، رو به ســوی عالم درون زبان آموز و هر یادگیرنده دارند. هر کودک یا زبان آموز با پیمودن هشت گام زیر، به چنین تواناییهایی در آموزش زبان دست می یابد: گام نخســت: پــرورش و تقویــت خوب گوش دادن، تربیت سواد شنیداری ( از راه گوش)؛ گام دوم: پرورش و تقویت خوب دیدن، تربیت سواد دیداری ( از راه چشم)؛ گام سوم: پرورش و تقویت حس بویایی، تربیت توانایی درک و تشخیص بوها ( از راه بینی)؛ گام چهارم: پــرورش و تقویت حس چشایی، تربیت ذائقه و هوشیارسازی قوه ی چشایی ( از راه چشیدن و مَزیدن)؛ گام پنجــم: پــرورش و تقویت حس...
ادامه مطلب
به هر روی، در برنامة درســی حــوزة تربیت و یادگیری زبان و ادبیات فارســی، به اهمیت بهرهگیــری از حواس در آموزش توجّه ویژه شــده است.به همین ســبب، در کتابهای فارسی دورة ابتدایــی، چینش محتوا و طراحی فعالیتها و تجربههای یاددهی- یادگیری بر بنیاد پــرورش حسها در جهت تقویت مهارتهای زبانی، ســامان یافته اســت. برای نمونه، حضــور «نگاره یا لوحه»، امروزه، در آغــاز آموزش زبان رسمی فارســی در پایة اول ابتدایــی، به دلیل اهمّیت حــس دیداری و تربیت ســواد بصری اســت. تصاویر، آســانتر درک و دریافت میشــوند؛ زیرا مفاهیم ذهنی را حسّی و دیداری میکنند. کودکان اوّل دبستان، به سبب اینکه در مرحلة نخست زبان آموزی رسمی قرار دارند، به کمک تصویر و دریافت از راه چشــم، کم کم بر توانایی ذهن و زبان خویش می افزایند...
ادامه مطلب
نقل این سخنان، تنها برای نشان دادن اهمیت حواس در چشمِ مؤلفان کتابهای درســی نیست؛ بلکه تلنگر و تذکاری اســت برای پدر و مادرها، معلّمان و همه ی کسانی که در محیط زیســت و رشــد و بالندگی کودک حضور دارند. به بیان دیگر، همه ی کارها و کردارها و گفتارهای ما، پیوســته در زیر ذرهبین این شاخکهای حسّــی و دریچههای دروندادی کودکان قرار دارند و لحظه لحظه، به ســامانه ی ذهن آنان مخابره میشــوند. مثلاً اگر معلمی در کلاسی با سی شاگرد کار میکند، همزمان یکصد و بیست چشــم و گوش یا شاخک حسّی ظاهری، همه ی حالات و کُنشهای او را زیر نگاه خود دارند و آنها را بررســی و ارزشداوری میکنند. به همین سان، میتوان نقــش پــدر و مادر در یــک خانــواده و میزان اثرگذاری رفتارهای گویــا و خاموش آنان را در روح و رفتار و چگو...
ادامه مطلب
حس ها، شکارگران اطلاعاتابوحامد امام محمّد غزالی در کتاب »مشکوة الانوار« مینویسد: »حواس پنجگانه، همه از گزارشــگران عقل اند. عقل جز اینها در نهان، گزارشــگران دیگری نیز همچــون خیال، وهم، فکر، ذاکره و حافظــه دارد... که در عالم خاص خــود بر آنان حکم می راند«(غزالی، ،1364 45-6). خواجه نصیرالدین توسی، در فصل هشتم (در کیفیت انتفاع به حس در اکتساب علوم) از کتاب «اساس االاقتباس» می نویسد: «باید معلوم باشــد که مفاتح ابواب علــوم کلی و جزوی حس اســت... و به این سبب، معلّم اوّل (ارســطو)گفته است در این علم که « مَن فقدَ حسّاً، فقد علما» (توسی، 1389،ص 344) همچنین »موریسون، کیث» هم در مقالة «فلسفة تعلیم و تربیت و چالش نظریــة پیچیدگی»، حس ها را شــکارگران اطلاعات می خواند و می نویسد: «مغز...
ادامه مطلب
پس، هر یک از حسها، دریچهای برای تماس انســان با عالم بیرون و شناخت آن است. چنان کــه دیدیم از راه حسهــای پنجگانه (شــنوایی، بینایی، بویایی، چشایی، بساوایی)، ذهن کودک، رفته رفتــه با تجربه ها و یافته های تازه ای آشــنا می شــود که این جهان یا سامانة ذهنی او را مایه ور می ســازند. بــه بیان دیگر، ایــن پنج حس، پنج رود درون ریز هســتند که شخصیت ذهنی و سامانة فکری کودک و عقل و خــرد او را آبیاری می کننــد و به آن، حیات، حرکت، برکت و حتی حرمت میب خشند. شایان ذکر اســت که در آثار و نوشــته های متفکران بزرگ مســلمان نیز به حواس پنجگانه توجه خاص شده است. علی ُ بن عثمان هجویری در کتاب «کشــف ِ المحجوب» پنج درِ علوم را بدین سان برمی شمارد و آن ها را سپاه سالارِ علم و عقل، می نامد: «کلّی...
ادامه مطلب
خانواده و محیط زبانی کودک کودک پس از ســپری کردن دوران همزیســتی خود با مادر، یــا همان دوران جنینی، به دنیای تــازه ای به نام «خانواده» پا می نهد. محیط خانواده بنیادی ترین عرصه برای شــکل گیری و بالندگی زبان کودک است. در این عرصه است که کودک با آواها و سیماها و نگاه های تازه ای روبه رو می شود. آوای گفتار مادر، پدر، خواهر، برادر و دیگر بســتگان خانواده، همچنین سیمای پدر و دیگران، و نیز نگاه های آمیخته به مهر و آغوش گرم و گوارای مادر، پدر، مادربزرگ و پدربزرگ و دیگر نزدیکان، تجربه هایی قشــنگ و رنگارنگ برای کودک به شمار می آیند. گوش کودک، آواهای اهــل خانه را به انباره یا حافظة ذهنی او می سپارد و چشم او نیز ســیمای ساکنان خانه را به سامانة ذهنش می برد. کودک، علاوه بر این، بوی م...
ادامه مطلب
آن که سپاس نیکى تو را نگزارد ، مبادا به نیکویى کردنت بىu200fرغبت گرداند ، چه بود که کسى تو را بدان نیکى سپاس دارد که سودى از آن برندارد ، و بود که از سپاس سپاسگزار بیابى بیش از تباه کرده کافر نعمت غدار ، « و خدا نیکوکاران را دوست مىu200fدارد . » [نهج البلاغه] بخوانید...
ادامه مطلب
پایه و اساس تکوین زبان طفل، علاوه بر گوش، با آوای ضربان قلب مادر، آهنگ نفسهای او و نیز با نغمهها و لالاییهای روزان و شــبان مادر، پی افکنده میشود و درگاه شنیداری طفل نیز آوای مادر را به سامانه مغزی میرساند و طفل، خُردک خردک، با طنین این آوا، انس میگیرد. بدینسان، این آوا در انباره ذهن طفل،(حافظهی شنیداری) نقش میبندد. به همین سبب است که میبینیم کودک نوزاد، از میان صداهای گوناگون افراد، به آوای مادر، از گونهای دیگر، واکنش نشان میدهد. این تنها آوای مادر است که تکانهای در سامانهی ذهنی کودک پدید میآورد و تارهای هیجان و عواطف او را متأثر میسازد. این فراینــدِ زبانگشــایی و زبانآموزی را ایرج میرزا (درگذشــت 1304 شمســی) به سادگی و زیبایی در قطعهی معروف زیر، بیان کرده است: گویند مرا چو ...
ادامه مطلب
به هــر روی، از موضوع ســخن »خانواده و زبان«، دور نیفتیم.بر پایه آنچه نگاشــته آمد، وجود انســان خمیرهای است ترکیبی که بذر هستیاش در کِشــتگاهِ وجود مادر، زیر سایه ی جانبخش آفریدگار و نقشبند هستی، میروید و میبالد. همزیســتی و همدمی طفل با مادر، در ایــن دوران، خلق وخــو و روش و منش و ُکنش دانه وجودی طفل و سامانه ذهنی او را شــکل می دهد و یکی از این کنشها«زبان»است. اینکه در گفتارهای روزانه و فرهنگ عامه، این همــه بر اهمیت«مــادرزاد»بودن ّکُنشها و رفتارهای اشــخاص تأکید میشود، بی سبب نیست! یکی از دستاوردهای دامان مادر برای کودک، زبان است. زبان به بیان قُدما « مادرآورَد» اســت، یعنی آنچه از مادر رســیده و مادرزاد است. « مرا هست این نکویی ماد...
ادامه مطلب
در بنیادهای باورشناختی و فرهنگی ما بر این ســخن تأکید میشود که خداوند، انسان را از خاک آفرید:« همانا من آفرینندهی انسانی از گل هستم. (سورهی ص، آیه 71) و «آنگاه، زبــان و بیان را به او آموخت». (قرآن کریم، الرّحمن، آیات 4-1) «خداوند رحمان، قرآن را آموزش داد؛ انســان را آفرید؛ به او زبان آموخت. یا در متون عرفانی مانند «مرصادالعباد»میخوانیم: یعنی من گِل آدم را به دست خودم در چهل روز سرشتم. (رازی،1373 ص 65( پس خمیرهی انسان، دَم و نفخهای از روح رحمان را نیز با خود دارد. این جوهره، در سرشت آدمی، کششی «آن َسری» است که سبب میشود در نهان و جان او، میل به بالا و آرزوی بازگشت و شــوق رهایی از تنِ خاکی، همواره باشد و پرورده شود و او را به پرواز فرا خوانَد: «روزها فکر من این است و همه شب سخنم که چرا غافل...
ادامه مطلب
کودک و زبان مادری خاســتگاه زبان هر کس، دامان مادر و سامانه خانواده اوست. مادر، نخســتین مقام و ایستگاه و زیستگاه دانه وجودی هر فرد است. اقلیم وجود مادر با هر شرایط آب و هوایی که خو بگیرد و رشد بکند بر همان بنیاد، جغرافیای وجودی دانه طفل، نیز با آن انس و الفت میگیرد و بسته و وابسته همان آب و هوا میشود. زیست جنینی، نخستین مرحله ی همزیستی طفل با مادر است که نُه ماه و اندی، درازا و دوام دارد. این دوران، هنگامة پیریزی و پیافکنی ســاختمان وجودی طفل است. خمیره ی وجود و آب و گل وجودی او در همین ایام سرشــته میشود و کم کم سر و ســامان مییابد. هم جسم او پرورده میشود و هم جان او. این بخش از رشــد و پروردگی طفل، طبیعی و مادرزادی است؛ اما چون متولد میشود فراگیری زبان و علوم و تربیت آموزی د...
ادامه مطلب
از این پس، به یاری پروردگار هستی و زبان، آن آموزگار کلمه و بیــان، دربارة اصلی ترین درگاه دنیای علوم و یادگیری، یعنی «زبان» با شما ســخن خواهیم گفت. زبان، شاهراه رسیدن به جهان نور و روشنایی و علم است. در هر ســرزمین و اقلیم و فرهنگی، گنجینه های گرانباری از آثار حکمی و علمی وجود دارد که همچنان، نو به نو، بر گستره و غنای آن افزوده می شــود. کلید گشایش و راه رسیدن به اندرونه ی این گنجینه ها پس از تسلط بر زبان مادری، فراگیری زبان ملی است. زبان ملی ما ایرانیان در همه فرایندهای رســمی و آموزشی، «زبان پارسی/فارســی» اســت که در اصــل پانزدهم قانون اساســی جمهوری اسلامی نیز اینگونه، بدان تصریح شده است: «زبان و خط رسمی و مشترک مردم ایران، فارسی است. اسناد و متون رسمی و کتب درسی، با...
ادامه مطلب
زندگی و مرگ زبان زبان، زمانی از بین می رود که آخرین یا دومین نفری که به آن زبان صحبت می کند، می میرد؛ بدین دلیل که دیگر کسی برای گفت و گو باقی نمیماند. چیزی غیرعادی در باره ی زوال زبان وجود ندارد. جو...
ادامه مطلب
بحثی در کاربست مَثَل یا ضرب المَثَلپیش از این، در زمینهی جایگاه مَثَل و مثلنویسی و اهداف بهرهگیری از آن در برنامه و محتوای درسی نگاشتهایم؛ اکنون چیستی مَثَل و ضرب المثل را از دیدِ توانشهای زبانی و کارکردهای آن در پروردنِ مهارتهای زبان، بررسی میکنیم. مَثَل و ضربالمثل یکی از ظرفیتهای زایای زبانی است که فراگیری آن، ذهنِ زبانآموز را سیراب و مایهور میسازد و گویشورِ زبان را به شیواسخنی، گشادهزبانی و گزیدهگویی میرساند و در نوشتن به چابکپیمایی و رهوارنویسی میکشاند. مَثَل و ضربالمثل، همواره در نگاه ما، به برف انبارهای سرِ قلهها میماند که آنچنان کُندسیر و آرام، اندک اندک، به روزگاران، آب میشود و در بیشینهی روزهای سال، دامنهها را تر و تازه و سرزنده و آبناک نگاه میدارد تا به هنگام، گُلهای گوناگون و رنگا...
ادامه مطلب
مهارتهای شفاهی یا برون مَدرسی زبانزبانآموز، هنگامی که لب به سخنگفتن میگشاید و کلمه یا جملهای برزبان میآورد؛ آن کلمه یا جمله، محصول پویههای کارخانهی ذهن اوست که دریافتهای خویش رابه صورت فراوردهی تولیدی و برونداد یا صادرِ زبانی به گوش ما میرساند. رفتارهای کلامی و آوایی که در لحظات خاص از ما صادر میشود، خود پیامی دارد و سبب ایجاد ارتباط و رسانایی پیام میشود. حتّی رفتارهای بدنی، حرکات چشم و ابرو، حالات و رنگ چهره نیز واکنش و برونداد طبیعی بدن هستند که بخشی از هیجانها و خیزابههای گفتار درونی را آشکار میسازند و پیامی را به بیننده، انتقال میدهند. همهی این مواردی که برشمردیم(سخن گفتن؛ دیگر رفتارهای کلامی، آوایی؛ زبان بدن)، از گونهی رفتارهای شفاهی(لبی، زبانی و بدنی) هستند که معمولاً در محیط و شرایط...
ادامه مطلب